
مگر نه اينكه خدا
ترا قسمت من كرد
مي خواهم براي تو
خودم را قسمت كنم
تكه تكه
ذره ذره
تا بيشتر نگاهت كنم
و بيشتر نگاهم كني
و بيشتر كه دلت تنگ شد
سهم خودت را ببري
مي خواهم آنقدر
خودم را قسمت كنم
تا همه بگويند
"خدا" من را قسمت تو كرد
بدرود
ماهی شده بود باورش
تور اگه بندازن سرش
میشه عروس ماهی ها
شاه ماهی میشه همسرش
ماهی باورش نبود
تور اگه بندازن سرش
نگاه گرم ماهی گیر
میشه نگاه اخرش
باران می بارد امشب
گريد به حالم کو ه ودرو ؛دشت از اين جدايی
می نالد از غم اين دل دمادم فردا کجايي
ســــــــــــــــــــــــــــفر بخير مسافــــر من
گريه نکن به خاطــــــــــــــر مـــــــــــــــــن
باران می بارد امشب دلــــم غم دارد امشب
آرام جان خســــــــته ره می سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شايد از فکر سفر بر گردی امشــــــــــب
از تو دارم يادگاری
ســردی اين بوسه را پيوسته بر لب
قطره قطره اشک چشـــــــــــــــــمم
می چکد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار ســـــــــفر را
با تو ای عاشقترين بـــــــد کرده ام مــــــــــن
رنگ چشمت رنگ دريا
ســــــــــــــينه ی من دشت غم ها
يادم آيد زير باران با تو بودم با تو تنها
زير باران با تو بودم ؛زير باران با تو تنها
کی رود از خاطـــــــــــــــــــر مــــــــــــن
آخـــــــرين بوسه شبی در زير باران
باران می بارد امشب دلــــم غم دارد امشب
آرام جان خســــــــته ره می سپارد امشب
اين کلام آخرينت برده ميل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بيا يي از ســـــفر اما نمی شه باور من
الــــــــــــتماســـــــــم را ببين در اين نگاهـــــــــم
زير باران گريه کردم بلکه بــــاران شويد از جانم گــــــــنا هم